خرید بک لینک

روزگاری كودكان سرگرم يك بازي شدند

چوب بر دست و به دنبال سگي تازي شدند

لذت، به چه قيمت؟

تكّه مرغي خام بر چوبك ببستند و سپس

پيشِ چشمِ آن زبان بسته به طنّازي شدند

هر چه چوبك بيشتر در رقص و در قيقاج بود

بيشتر مشمول كِيف از فعل سگبازي شدند

روحِ حيوان در پِيِ بويِ غذا پر مي كشيد

همزمان طفلان غریقِ ناز و غمّازي شدند

پیرمردی خرقه پاره خواست از رَه بگذرد

جامه اش كندند و با آن سوي بزّازی شدند

سگ به دنبال و به يك دست چوب و در ديگر ردا

هر که قصدِ سدّ ِراهی بود را غازی شدند

جامه را بر سکّه ای بفروختند و بعد از آن

بر فراز آسمان عیش پروازی شدند

یک از ایشان بود مقداری عقیل و پخته تر

با کلامش دیگران مشمول اعجازی شدند:

خنده گر محصولِ آزار و تمسخر بوده است

صاحبانش چوبِ آتشگاهِ خبّازی شدند

خلق تا پندی دگر از کام تابان نوش کرد

در قدومش یک به یک مشغول سربازی شدند

محمد رزاقی (تابان)

برچسب: نویسنده: غزل حیدریان تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 12:15

صفحه بندی